در این شب سیاه ما

که رخ گرفته ماه ما

سحر بیا ، سپیده زن

به شام بی پگاه ما

که آه و درد و گریه ها

به جان بُوَد گواه ما

وفای ما به روزگار

شده بساط آه ما

دَرا زنند به دیر و غیر

که عشق ما گناه ما

غم مقام و جاه و مال

به راه ماست ، چاه ما

قسم به پیر میکده

که کوی اوست ، راه ما

دلا ! به عشق خود بسوز

که سوز تست ، جاه ما

نمایش تعداد مطالب
2604