طنین موج ساحل ها صدای درد دریاهاست

صدای درد دریاها ، نوایش موج بی پرواست

زبان قادر دریا به ما گوید به صد آوا

که در قعر و دل دریا ، چه آشوب و چه غوغاهاست

 

دیده ام در سوگ یاران عمر بدفرجام را 

تا ابد نفرین کنم آغاز و این انجام را 

در جنین خون خوردم و عمری کنون خون جگر

شرم کن ساقی دگر بشکن تو این بدجام را

 

به از راستی در جهان پیشه نیست 

نژاده بجز گوهر ریشه نیست

چه گویی سخن از کی و خسروان

که شیری مگر در دل بیشه نیست

 

 

ز کوچ آشنایان در دل خاک 

بشستم دست خود از دیر ناپاک

به کوی میکده افتان و خیزان 

رود خون دل از این سینه ی چاک

 

نمایش تعداد مطالب
2602